وقتی آنتن زنده تلویزیون، فرصتی برای تحقیر و تخریب مهمانان میشود
اپرا وینفری (تهیه کننده و مجری معروفترین تاک شوی تاریخ تلویزیونهای دنیا)

لینک کافه سینما و بحث های خواندنی کاربران موافق و مخالف
...لبخند آزاردهنده شهیدیفر در پایان گفتگویش با ده نمکی و بیان این جمله که «الان سر حالی؟» و بالا آوردن دست ها برای نشان دادن تسلط اعصاب مهمان و مقایسه آن با دست های خود، سیاه ترین نقطه کارنامه مجری گری اوست که خواست از موقعیتاش به عنوان مجری برای آزار و تحقیر مهماناش استفاده کند. این اتفاقی است که در گفتگوی شهیدیفر با ابراهیم حاتمیکیا و مسعود دهنمکی افتاد.

«پارک ملت» سومین برنامه شاخص محمد رضا شهیدی فر است. برنامه ای که با الگوگیری از تجربه موفق «مردم ایران سلام» مدتی ست شبهای شبکه اول سیما را به خود اختصاص داده است، که تفاوت اصلی میان این برنامه و برنامه قبلی شهیدی فر حضور ثابت و بی وقفه او در گفتگو با اهالی حوزه های مختلف (از سیاست و پزشکی گرفته تا ورزشی و سینمایی) است، اتفاقی که در برنامه «مردم ایران سلام» توسط کارشناسان مخصوص آن حوزه از جمله میرفخرایی، اینانلو، معتضد، کوثری، شهاب مرادی و ... انجام می شد. این یادداشت کاری به مقایسه این دو برنامه ندارد و موضوع اصلی آن اجرای توهین آمیز شهیدی فر در دو برنامه اخیر که ابراهیم حاتمی کیا و مسعود ده نمکی در آن حاضرشدند، است. شهیدی فر در این دو برنامه سبکی از اجرا را به نمایش گذاشت که مبنا و اساس آن تلاش در القای مفاهیم مدنظر خود به مخاطب و کوچک شمردن و بی احترامی به مهمان برنامه بوده است. لبخند آزاردهنده او در پایان گفتگویش با ده نمکی و بیان این جمله که «الان سر حالی؟» و بالا آوردن دست ها برای نشان دادن تسلط اعصاب مهمان و مقایسه آن با دست های خود، سیاه ترین نقطه کارنامه مجری گری او در تمام این سال هاست. اینکه مطرح کردن خود را در متلک پرانی به طرف مقابل یا کوچک کردن وی جستجو کنیم.
رفتار شهیدی فر در برنامه چهارشنبه شب، شبیه رفتار فردوسی پور در برنامه ایست که مایلی کهن چند ساعت بعد از انتخابش به عنوان سرمربی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2010 در برنامه نود حاضر شد. فردوسی پور در آن برنامه از همان ابتدا شمشیر را از رو برای مهمانش (که آن شب به عنوان مربی تیم ملی در برنامه حاضر بود) بست و مدام با سوالات و اطلاعاتی که داشت قصد در تحقیر مایلی کهن داشت، سرانجام آن برنامه چیزی نبود جز اینکه علاوه بر اشتباهات مکرری که عادل در ارائه آمار به مخاطبان خود داشت، به واسطه ذکاوتش هفته بعد در برنامه خود، اعتراف کرد، رفتارش صحیح نبوده و بعد از آن دیگر مرتکب این خطای بزرگ نشد، خطایی که قطعا در صورت تکرار، بیش از هر چیز از اعتبار نود می کاست. فردوسیپور از آن اتفاق درس گرفت. دیگر نخواست تا مهمان برنامهاش با استفاده از امکانات آنتن زنده و حرفه و تریبوناش تحقیر کند و شادیاش را از او بگیرد. اما این جور که معلوم است، انگار شهیدیفر این روش را عنوان یک سبک و شیوه در اجرا انتخاب کرده است. فضایی که او برای حاتمیکیا و به خصوص دهنمکی در برنامه اخیر ساخت، سبک، مبتذل، و بر پایه فشار ناجوانمردانه بر مهمانان برنامهاش است. مهمانانی که در برابر این لحن بیادبانه میخواستند فضا را متعادل کنند تا همه چیز بدتر از آنای که هست نشود.
با اینکه در چند سال اخیر برنامههای گفتوگو محور زیادی متولد شدند(از گفتگوی ویژه خبری و صندلی داغ گرفته تا کوله پشتی و شب شیشه ای) اما مقایسه آنها با نمونههای خارجی تفاوت ها را به خوبی نشان می دهد. با وجود همه این برنامه ها ما هنوز یک «talk show»به معنای واقعی نداریم برنامه ای که از جاذبه های دراماتیک برخوردار باشد و همچون فیلمی پرکشش مخاطب را تا انتها با خود همراه کند(یعنی هم talk باشد و هم show). برنامه ای که علاوه بر شهرت و محبوبیت بالای مجری، به اعتبار و محبوبیت مهمان وی نیز بیافزاید (لری کینگ ،اپرا وینفری ،دکتر فیل و....نمونه های بارز و مشخصی هستند) اما در نمونه ایرانی مجری مدام قصد دارد با نفی مهمان خود کسب اعتبار کند و اینگونه محبوب شود؟ خنده دار است! شما کسی را که در نظر سنجی برنامه خودت (با آن همه تبلیغات پرطمطراق، که ما اولین رسانه ای هستیم که این نظرسنجی را برگزار می کنیم و ...) رای اکثریت بینندگان خودت را کسب کرده به برنامه ات دعوت میکنی و مدام از وی می پرسی «چرا سعه صدر نداری؟»، «جمهوری اسلامی چکار کند تو آرامش خاطر پیدا می کنی؟»، «حالا که میگی اخراجی ها ایراد داره، چندتا از ایرادات فیلم را بگو!!»، «به سوالای ما که جواب ندادی، حالا یه شب دیگه هم بیا به سوالای ما جواب بده! »و ... واقعا این صحبت های ناشیانه از کجا نشات می گیرد؟ این «من نفهمیدم» ها و «میشه توضیح بدین» های اعصاب خرد کن، که مدام در خلال گفتگو مطرح می شود و سعی در ایجاد یک بحث چالشی کاذب دارد چیست؟ این نفهمیدن های تعمدی که یک سوال را چندین بار از مهمان برنامه می پرسد و در تلاش است آنچه می خواهد را به کرسی بنشاند چه لزومی دارد؟ معنای آن اصرار ناشیانه که مدام سعی داشت بگوید حاتمی کیا عوض شده چیست ؟ حالا به قول حاتمی کیا «تغییر کردم که کردم، این حق رو دارم یا نه؟»
شهیدی فر در این دو گفتگو برای رهایی از یکنواختی برنامه خود، به شکلی تصنعی سعی می کرد تا گقتگوی جذابی ایجاد کند، و به جای اینکه از خلال صحبت های مهمان خود سوالاتی طرح کند که تناقضات رفتاری و عملکردی او برای مخاطب آشکار شود(اگر واقعا حق با او بود)، راهی بهتر از تخریب مهمان خود پیدا نکرد. او و بسیاری از مجریان داخلی هنوز نمی دانند که بزرگترین هنر یک مجری یا گفتگو کننده مهیا ساختن شرایطی ست که طرف گفتگو در آن احساس راحتی و آرامش کند، و این برای انجام یک گفتگو شرط لازم است. شرط کافی هم به میزان مهارت و هوش مجری برمی گردد، راستی جناب شهیدی فر یک راه دیگر هم دارید، یکبار، دوبار اصلا هرقدر که نیاز دارید به تماشای «فراست/نیکسون» ران هاوارد بنشینید تا شاید آن سکانس دقایق پایانی که فراست موفق می شود نیکسون را به جایی برساند که وی رو به مردم آمریکا بگوید: «من آمریکا را به عقب بردم» متحول تان کند!